X
تبلیغات
وبگاه اهل بیت النبوه (شیعه، سنی ، وهابی) - سید ابوالفضل برقعی قمی کیست؟
سید ابوالفضل برقعی قمی
خلاصه ایی از بیوگرافی سید ابوالفضل برقعی((یکی از وهابیون درون شیعی))


سوال بنده از موسسه ولیعصر

نام و نام خانوادگي:  
ح بدوي     -   تاريخ:  07 تير 92 - 02:03:28
با سلام سيد ما عزيز ما
در مورد سيد ابوالفضل برقعي قمي که جديدا شبکه هاي وهابي با دادن جوايز مردم را گول ميزنند
اطلاعاتي خواستم.
1-اين شخص کيست؟
2-کتاب تضاد مفاتيح الجنان با قران ساختگي است يا خير
ممنون من الله التوفيق/
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ برقعي يك فرد شيعي است كه نسبت به برخي از عقايد شيعه نقدهايي داشته و كتابهايي هم نوشته است ولي در آخر عمر پشيمان شد و از آن عقايد برگشت بطوري كه حتي وهابيون او را تکفير کردند !(بهتر است به کتاب لله ثم للتاريخ ج2 مراجعه کنيد!) لذا او هيچگاه
سني نشد و وصيت كرد در امامزاده‌اي واقع در منطقه كن دفن شود !!!
وي حدود 70 اثر داشته كه در آنها نقدهايي به برخي عقايد شيعه وارد كرده ولي چندين جلد کتاب هم ، به نام او بعد از مردنش و به قلم چند نفر معلوم الحال نوشته شد ! که نويسندگان آنها نيز جايگاه علمي نداشتند ! لذا کتابها بسيار ضعيف نوشته شده است و حتي در حد آقاي برقعي هم نيست !
در مورد آقاي برقعي و سرانجام او مي‌توانيد از شاگرد نزديكش جناب آقاي ورجاني که تا مدتها از بهترين شاگردان ايشان بوده و بعد از 18 سال و بعد از آنکه بسياري از شبهات را نتوانستند پاسخ يابند به مذهب تشيع بازگشتند در وبلاگ «قرآنيان» سوال بفرماييد ، كه نهايت كارشان چه شد ؟ او سني نشده بود و تنها برخي اعتقادات شيعه را منكر شد و بعد توبه كرد.
كتاب تضاد مفاتيح الجنان با قرآن يكي از كتابهاي اوست.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 سید أبو الفضل برقعی یکی از علماء قم بودند و بعد از رحلت حضرت آیت ا... العظمی حائری (ره) موسس حوزه علمیه قم، ایشان خیلی علاقه داشتند تا پسر عموی خودش سید علی اکبر برقعی به عنوان مرجع تقلید شیعیان باشد. ولی مرجع تقلید بودن دست خداست؛ «تا یار که را خواهد و میلش به که باشد». مردم به سراغ حضرت آیت ا... العظمی بروجردی (ره) رفتند و سید أبو الفضل برقعی هم نسبت به ایشان خیلی جسارت می‌کرد. حتی در مسجد امام (ره) قم، یک مرتبه در سر درس، یک اهانت خیلی رکیکی نسبت به حضرت آیت ا... العظمی برجردی (ره) کرد و مردم هم ریختند و ایشان را کتک زدند و ایشان دیگر جرأت نکرد از منزلش خارج شود و کاملاً متروک شد. چون کسی که به مرجعیت اهانت کند، هر کسی که باشد، مطرود جامعه و أهل بیت (علیهم السلام) می‌شود. امام صادق (علیه السلام) هم می‌فرماید:

الراد علیهم کالراد علینا ... .

کسی که در برابر مرجع تقلید می‌ایستد و به او جسارت می‌کند، گویه به ما جسارت کرده است و این هم در حدّ شرک به خداوند است.

آن هم اهانت به مرجعی مانند حضرت آیت ا... العظمی بروجردی (ره) که مرجعیتش، مرجعیت کل بود و در زمان ایشان، مرجع دیگری نداشتیم و مرجع منحصر به فرد جهان تشیع بود.

بعد هم توسط مرحوم حضرت آیت ا... العظمی سید محمد تقی خوانساری (ره) به تهران رفتند و در مسجد وزیر دفتر (که توسط مادر مصدق ساخته شده) امام جماعت شد و 27 سال هم در آنجا امام جماعت بود. در آنجا هم شروع کرد به مطرح کردن یک سری مطالب نادرست و خلاف و مردم هم از آنجا اخراجش کردند و منزل مسکونی‌اش که در مسجد بود را از او گرفتند.

آقای برقعی ابتداء کتابی نوشتند به نام عقل و دین و در جلد دوم این کتاب، مفصلاً مباحث امامت و معاد را عین عقائد امامیه مطرح کرده است و بعد از آن هم حدود 40 کتاب به نفع شیعه نوشت و بعضی از آنها چاپ شد و بعضی هم چاپ نشد. بعد از این‌که ایشان منحرف شد و از مسجد اخراجش کردند، ایشان شروع کرد به کتاب نوشتن علیه شیعه؛ مانند کتابی به نام درسی از ولایت. حدود 46 کتاب، علیه شیعه نوشت. ولی آنچه که در این ماهواره‌ها مطرح می‌شود، فقط کتاب‌های ضد شیعه ایشان مطرح است.

ایشان در اواخر عمر خود در یکی از روستاهای اطراف تهران به نام کن در منزل پسر خود زندگی کرد. آنچه که برای من نقل کرده‌‌اند این است که ایشان در اواخر عمرش توبه کرد و پشیمان شد. جناب آقای حسینی ورجانی که یکی از شاگردان بنام ایشان بود و از شاگردان بنام طباطبایی ناصبی معاصر هم هست و جزء تائبین هست و 18 سال مبلغ وهابیت بود و الآن برگشته و تمام ریزه کاری وهابی‌هایی مانند برقعی و قلمداران و طباطبایی را در مشت خود دارد، خودش برای من نقل کرد:

روزی ما برای عیادت آقای برقعی به روستای کن رفته بودیم و آقای سعادتمند و مصطفی طباطبایی و رضازادگان هم در آنجا بودند. ایشان کتاب الکامل فی التاریخ إبن اثیر، قسمت مظلومیت حضرت علی (علیه السلام) را می‌خواند و قطرات اشکش می‌ریخت. در همان جلسه‌ای که دیگران هم بودند، وصیت‌نامه‌اش را برای ما خواند و گفت:

من معتقد به خدا و رسول اکرم هستم و معتقد به امامت ائمه دوازده گانه هستم.

وقتی وصیت‌نامه را خواند، آقای طباطبایی ناصبی (که حضرت آیت ا... العظمی سبحانی گفته‌اند: من شبهه‌ای در ناصبی بودن ایشان ندارم) خیلی عصبانی شد و به او تشر شد و آقای برقعی هم به برخورد تند ایشان هیج ارزشی قائل نشدند.

سپس ایشان وصیت کرد:

اگر من مُردم، مرا در حرم امام زاده شعیب (علیهم السلام) که در روستای کن هست، دفن کنید.

وقتی وصیت‌نامه را نزد عالم روستای کن، جناب حضرت آیت ا... حاج شیخ علی اکبر تهرانی بردند و وصیت‌نامه و توبه‌نامه را نشان دادند، ایشان خیلی خوشحال شد و دستور داد اعلامیه‌ای پخش کردند و تشیع جنازه مفصلی کردند و بعضی هم به خاطر توبه کردن او، در تشیع جنازه او چند قربانی هم کشتند و جنازه ایشان را طبق وصیتش، در امام زاده شعیب (علیه السلام) دفن کردند.

ای کاش این شبکه‌هایی که نوارهای ایشان را پخش می‌کنند، این مطالب را هم می‌گفتند. إن شاء ا... ما دوستان‌مان را می‌فرستیم به امام زاده شعیب (علیه السلام) تا از قبر ایشان فیلمبرداری کنند و در همین شبکه پخش کنیم

برگرفته ازاین وبلاگ http://www.tabara.blogsky.com/1391/08/10/post-61/


برچسب‌ها: وهابیت
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 1:13  توسط  ح بدوی  |